not half bad - معنی تخصصی در دیکشنری آبادیس
Rachel Ellis
Updated on April 08, 2026
1. It's not half bad, your new flat.
[ترجمه گوگل]نیمه بد نیست، آپارتمان جدید شما[ترجمه ترگمان]این نصف بد نیست، آپارتمان جدید تو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. The boy is not half bad.
3. Jim is not half bad at football.
4. The show was not half bad.
5. He was not half bad at tennis.
6. The quartette was not half bad, either.
7. EXAMPLE : Most formal receptions bore me, but the event I went to yesterday not half bad.
[ترجمه گوگل]مثال: اکثر پذیراییهای رسمی من را خسته کردند، اما رویدادی که دیروز به آن رفتم، نیمه بد نبود[ترجمه ترگمان]مثال: اغلب مهمانی های رسمی برای من خسته کننده است، اما رویدادی که دیروز به آنجا رفتم تا حدی بد نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. And, believe it or not, these diet shakes are really not half bad.
[ترجمه گوگل]و باور کنید یا نه، این شیک های رژیمی واقعاً نیمه بد نیستند[ترجمه ترگمان]و، باور کنید یا نه، این رژیم غذایی واقعا بد نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید