N
Icon Celebrity Monitor

بچه - معنی در دیکشنری آبادیس

Author

Ava Hudson

Updated on April 08, 2026


مترادف بچه: اندک سال، خردسال، صغیر، طفل، فرزند، کم سال، کم سن، کودک، نابالغ، نارسیده، نوباوه، نوزاد ، جوان، بالغ، مرد، پیر، همکار، هم شاگردی، رفیق، کم تجربه، ناپخته، شاخه تازه، نهال نورسته، پاجوش

متضاد بچه: کبیر

معنی انگلیسی:

cub, child, infant, young, kid, kiddie, kiddy, tyke, babe, chit, juvenile, offspring, urchin, youngling, youngster, [animal] young